فرقه جدید
خرداد ۱۳م, ۱۳۸۸
اخیرا فرقهای خاص آغاز به فعالیت و تشکیل محافل برپایی مراسمهای عجیب در قالب ادعیه کرده است و با طرح ادعاهایی عجیب، از میان خود فردی را به عنوان پیامبر آخرالزمان برگزیده و پیرو ادعاهای او شدهاند.و مدعیاند که بنی اسرائیل ریشهای ایرانی دارند. افراد این فرقه موظفند برای انجام عبادات خاص خود به کوهها بروند که بر همین اساس، فضایی را در کوهها ایجاد کردهاند و به ریاضت میپردازند. اعضای این فرقه در عبادات خود از اذکار و ادعیهای که بعضا مبنای صحیحی هم ندارد، استفاده میکنند. گروه مذکور برای جذب بیشتر جوانان مدعی است که هر زنی به دین آنان وارد شود با سایر اعضای فرقه محرم شده و میتواند بدون حجاب باشد. از شروط ورود به فرقه مذکور، ادای شهادتین و اقامه نماز به شیوه و روش خاص آنها است. همچنین افراد این فرقه مدعیاند که رهبر آنان آخرین پیامبر بوده و در دین آنها ائمه معصومین علیه السلام جایگاهی ندارند.
رجعت درروایات
خرداد ۲م, ۱۳۸۸
| رجعت در روایات | ![]() |
![]() |
| ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ | |
|
رجعت از جمله امور اعتقادی است که با روایات صحیح ۱ و متواتر ۲ به اثبات رسیده و با صراحت میتوان گفت در مورد هیچ یک از معارف دینی به اندازة رجعت، روایات صریح و روشن وارد نشده است.
علامه مجلسی پس از نقل نزدیک به دویست روایت دربارة رجعت مینویسد:
چگونه ممکن است کسی که به حقانیت ائمه اطهار(ع) ایمان دارد، در چیزی تردید کند که به صورت متواتر در نزدیک به دویست روایت صریح از آنها نقل شده است. روایاتی که چهل و اندی از بزرگان مورد اعتماد و علمای اعلام در افزون بر پنجاه مورد از تألیفهای خود، آنها را آوردهاند، بزرگانی چون ثقة الاسلام کلینی، محمد بن بابویه (شیخ صدوق)، ابو جعفر طوسی (شیخ طوسی)، سید مرتضی، نجاشی، کشّی، علی بن ابراهیم، سلیم هلالی، شیخ مفید و… .۳
شیخ حر عاملی نیز در کتاب خود پس از آنکه بیش از ۱۷۰ روایت در این باره نقل میکند، مینویسد:
اینها بخشی از حدیثهایی است که من در این زمان ـ با وجود کمی فرصت برای جستوجوی کامل و کمبود کتابهای مورد نیاز در این زمینه ـ بدانها دست یافتم. بیتردید این احادیث از حد تواتر معنوی فراتر است. احادیثی که در دیگر ابواب این کتاب آمده و خواهد آمد نیز بر این موضوع دلالت دارد. عقل محال میداند که بگوییم تمام راویان این احادیث به اتفاق اقدام به دروغگویی و نسبت ناروا کردهاند یا اینکه همه این احادیث جعل شدهاند، یا این که روایاتی که در این زمینه به ما نرسیده بیش از روایاتی است که به ما رسیده است. کاش میدانستم کدام عاقل است که همه راویان این موضوع را دروغگو میپندارند؛ گواهی همه بزرگانی که در کتابهای معتبر خود بر درستی این روایات گواهی دادهاند، رد میکنند و روایتهایی صریحی را که در این زمینه وارد شدهاند تأویل میکنند. در حالی که این روایات از روایاتی که در زمینه تعیین هر یک از امامان وارد شده است، بیشتر و از نظر دلالت صریحتر و واضحتر است. در هیچ یک از مسائل راجع به اصول و فروع [دین] به اندازه این موضوع، دلایل، آیات و روایات یافت نمیشود. ۴
روایاتی را که در اثبات رجعت به آنها استدلال شده است، به دو دسته میتوان تقسیم کرد: نخست، روایاتی که به صراحت از رجعت سخن گفتهاند و دوم، روایاتی که به همانندی رویدادهایی که در امتهایی پیشین رخ داده با رویدادهایی که در امت اسلام رخ خواهد داد، اشاره کردهاند و از آنها استفاده میشود که چون در امتهای گذشته بازگشت به دنیا روی داده است، این رویداد در امت اسلام هم اتفاق خواهد افتاد.
در اینجا به نمونههایی از هر یک از دو دسته روایات اشاره میکنیم: الف) روایاتی که به صراحت از رجعت سخن گفتهاند: برخی از روایاتی که دربارة رجعت از پیشوایان دین نقل شده، به شرح زیر است:
۱٫ امام صادق(ع) در روایتی، ظهور قائم(ع)، رجعت و رستاخیز را در یک راستا و از مصداقهای روزهای خدا دانسته است و میفرماید:
روزهای خدا سه تایند: روزی که قائم به پا میخیزد، روز رجعت و روز رستاخیز.۵
۲٫ آن حضرت در روایت دیگری کسانی را که به رجعت ایمان ندارند، از خود طرد میکند و میفرماید:
کسی که به رجعت ما اعتقاد ندارد از ما [اهل بیت] نیست. ۶
۳٫ در حدیث دیگری که علامه مجلسی آن را از کتاب صفات الشیعه شیخ صدوق نقل میکند، امام صادق(ع)، ایمان به رجعت را یکی از شروط هفتگانه ایمان دانسته است و میفرماید:
هر کس به هفت چیز اقرار کند، از اهل ایمان خواهد بود. آن حضرت، یکی از هفت چیز را ایمان به رجعت برشمرد.۷
۴٫ در روایتی مشابه که در همین کتاب از امام رضا(ع) نقل شده است، آن حضرت، ایمان به یگانگی خدا، ایمان به رجعت و ایمان به روز جزا را از ویژگیهای شیعیان اهل بیت(ع) بر شمرده است و میفرماید:
هر کس به یگانگی خدا… و رجعت اقرار کند… و به معراج و سؤال و جواب در قبر و… جزا و حساب [روز قیامت] ایمان داشته باشد، مؤمن راستین و از شیعیان ما خاندان است.۸ ب) روایاتی که به همانندی امت اسلام با امتهای پیشین اشاره کردهاند: عالمان و محدثان شیعه افزون بر این دسته از روایات که در آنها به صراحت از رجعت یاد شده است، به دستهای دیگر از روایات نیز برای اثبات رجعت استدلال کردهاند.
در این دسته از روایات که معمولاً از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است، بر این نکته تأکید شده که همه آنچه در امتهای پیشین رخ داده است، بیهیچ کم و کاست، در امت اسلام هم رخ خواهد داد. از آنجا که آیات قرآن، اخبار و گزارشهای تاریخی از وقوع رجعت در امتهای پیشین خبر دادهاند، با توجه به این روایات میتوان گفت که در امت اسلام هم رجعت رخ خواهد داد.
بنابراین، شیوه استدلال به اینگونه روایات چنین خواهد بود: چون پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند همه حوادثی که در امتهای پیشین روی داده است، بدون کمترین تفاوت در امت اسلام هم رخ خواهد داد و ما میدانیم که در امتهای پیشین رجعت رخ داده است، نتیجه میگیریم که در امت اسلام هم رجعت واقع خواهد شد. ۹
برخی از این گونه روایات به شرح زیر است:
۱٫ امام صادق(ع) از پدرش و او از پدرانش نقل میکند که رسول خدا(ص) فرمود: همه آنچه در امتهای پیشین رخ داده است، بیهیچ کم کاست در این امت هم واقع میشود.۱۰ ۲٫ امام رضا (ع) در پاسخ مأمون که از ایشان درباره رجعت پرسیده بود، به همین روایت پیامبر استدلال میکند و میفرماید:
همانا رجعت حق است و در امتهای پیشین رخ داده است و قرآن نیز از وقوع آن خبر میدهد. رسول خدا ـ درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد ـ نیز فرمود: در میان این امت نیز همه آنچه در امتهای پیشین رخ داده است بیهیچ تفاوت رخ خواهد داد.۱۱
یادآوری این نکته ضروری است که احادیث یادشده در مقام بیان قانونی عام و فراگیر بوده و با استناد به آنها میتوان بر وقوع حوادثی مشابه با رویدادهایی که در امتهای پیشین رخ داده است، در امت اسلام استدلال کرد. مگر آنکه نسبت به حادثة خاصی، دلیل قطعی بر مشابهت نداشتن این امت با امتهای گذشته در دست باشد. مثلاً در امتهای گذشته، عذابهای جمعی و گروهی (مانند مسخ) ۱۲ به وقوع پیوسته و قرآن شریف برخی از این عذابها را گزارش کرده است، ولی بنا به تصریح قرآن، در پرتو وجود پیامبر گرامی در میان امت اسلامی و نیز به برکت استغفار در پیشگاه خدا، اینگونه عذابها از این امت برداشته شده است:
|
رجعت
خرداد ۲م, ۱۳۸۸
حمله اسرائیل
خرداد ۲م, ۱۳۸۸
نیوزرو، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه: روز دوشنبه ۱۸ مه (۲۸ اردیبهشت ماه) در کاخ سفید اولین مذاکرات بین “باراک اوباما” رئیس جمهور آمریکا و “بنیامین نتانیاهو” نخست وزیر اسرائیل انجام شد. مذاکرات بجای یک ساعت و نیم، سه ساعت طول کشید. اوباما و نتانیاهو چند موضوع را بررسی کردند: دورنمای دیالوگ فلسطین – اسرائیل، امکان تحقق برنامه کلی حل مشکلات در روابط بین اسرائیل و جهان اسلام، ایده ایجاد ائتلاف ضدایرانی در خاور نزدیک و روش های اعمال فشار بر تهران با هدف متوقف سازی برنامه هسته ای غیرقابل کنترل ایران.
پس از مذاکرات با اوباما، نتانیاهو با “هیلاری کلینتون” وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا و “جیمز جانسون” مشاور رئیس جمهور آمریکا در امور امنیت ملی دیدار کرد. امروز نخست وزیر اسرائیل مذاکراتی با “روبرت گیتس” وزیر دفاع، “کارل لوین” رئیس سنا و “روبرت وکسلر” رئیس کنگره (مولف طرح قانونی سفر بدون ویزا برای اتباع اسرائیل به آمریکا) انجام می دهد.
اخبار
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸
عروج ملکوتی مرجع عالیقدر شیعه، فقیه اهل بیت عصمت و طهارت، عالم ربانی حضرت آیتالله العظمی محمد تقی بهجت را به محضر امام زمان (عج) و مقام معظم رهبری (دامت برکاته) و عموم شیعیان جهان تسلیت می گویم .

پیکر حضرت آیت الله العظمی محمد تقی بهجت پس از ۹۶ سال عمر پربرکت دیروز در جوار بارگاه کریمه اهل بیت(ع) به خاک سپرده شد.
ایشان در طول عمر با برکت خود همواره در اعتلای کلمه حق و نشر اصول علوم و معرفت نقش داشتند و حوزه های علمیه را از علوم مختلف اسلامی سرشار کرده اند.
علماواحسائی
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸
۳- علماء و احسائى
از علماى معاصر و غیر معاصر او، به خاطر عقاید باطله، چیزى جز تکفیر و تفسیق و نکوهش و ذم او نقل نشده است که به اسامى بعضى از آنها اشاره مىکنیم:
۱- سید محمد مجاهد; نویسندهى مناهل (متوفى ۱۲۴۲ ه .)
۲- سید مهدى طباطبایى; فرزند نویسندهى کتاب ریاض (متوفى ۱۲۶۰ ه .)
۳- شیخ محمد حسین; نویسندهى فصول (متوفى ۱۲۶۱ ه .)
۴- سید ابراهیم قزوینى; مؤلف ضوابط (متوفى ۱۲۶۲ ه .)
۵- شهید سوم شیخ محمد تقى قزوینى (متوفى ۱۲۶۴ ه .)
۶- شیخ شریف العلماء (متوفى ۱۲۶۵ ه .)
۷- شیخ محمد حسن مؤلف جواهر (متوفى ۱۲۶۶ ه .)
۸- ملا آقا دربندى; مؤلف کتب خزائن الاصول و خزائن الاحکام (متوفى ۱۲۸۵ ه .)
۹- میرزا محمد باقر خوانسارى; نویسندهى روضات الجنات (متوفى ۱۳۱۳ ه .)
احسائی
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸
- اوصاف احسائى
برخى از مریدان وى اوصاف عجیب و غریبى را به او نسبت دادهاند و از وى فردى استثنایى و داراى الهامات و امدادهاى غیبى، ساختهاند، ولى بیشتر این اوصاف توسط پسرش به او الهام مىشد . بیشتر اوصافى که به او نسبت داده شده، از ناحیهى پسرش بوده که کتابى هم در وصف او نوشته است . مثلا قبل از ۵ سالگى، یادگیرى قرآن را تمام کرد . خود مىگوید: «در ایام طفولیت، جسمم با بچهها در حال بازى بود، ولى روحم در عالم دیگر بود . همیشه فکر مىکردم و تدبیر مىنمودم و بر همه مقدم بودم . در سنین کودکى، بر این عادت بودم که در خلوتهایم دربارهى اوضاع جهان و مردم مىاندیشیدم که: کجایند ساکنین این عمارات که این بناها و کاخها را ساختهاند و وقتى متذکر احوالشان مىشدم، مىگریستم . در مجالس لهو که در آن زمان شایع بود، مىرفتم، ولى از آن کنارهگیرى مىکردم . اگر هم جسمم با آنها بود، ولى روحم در ملا اعلى بود» .
لازم به تذکر است که در منطقهاى که او سکونت داشت، موسیقى و غنا و امثال اینها خیلى رواج داشت تا آنجا که دستگاه موسیقى را بر درب خانههاىشان آویزان مىکردند . دربارهى حافظه و هوشمندى خویش نیز مىگوید: «دو ساله که بودم، سیلى آمد و همه چیز را برد جز یک مسجد و خانهى عمهام; حبابه .» که این سخن، حافظهى قوى او را مىرساند .
اصالت مهدویت و ادعاهاى باطل
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸
مسالهى حضرت بقیة الله الاعظم، مهدى موعود (عج)، یکى از بارزترین و بدیهىترین مسایل اسلامى و مورد تایید و اعتقاد همهى مسلمانان به ویژه شیعیان است، زیرا صدها آیات قرآنى و روایات نبوى این مسالهى با اهمیت را به طور گسترده و مبسوط عنوان و مطرح ساختهاند و جزئیات آن را با بیاناتى دقیق و روشن، ذکر کردهاند، به طورى که ابهامى براى کسى باقى نگذاشتهاند .
تمامى فرق اسلامى – تقریبا – این آیات و روایات و مفاد آنها را به نحوى درکتب حدیثى و کلامى و تفسیرى و احیانا رجالى و تاریخى خود متعرض شدهاند و دربارهى آن به شکلهاى مختلف سخن گفتهاند، تا جایى که مىتوان ادعا کرد که کمتر دانشمند و عالمى، بلکه مسلمانى یافت مىشود که به این موضوع مهم و خطیر نپرداخته، یا اینکه این مطلب به گوش او نرسیده باشد .
شاهد روشن و قوى این مدعا، صدها کتابى است که در طول تاریخ، با استفاده از این نام شریف و مقدس به وجود آمده است . اما این مسالهى مقدس و بدیهى – بسان هر مسالهى دیگر دینى و اسلامى حتى مانند الوهیت و ربوبیت و نبوت و رسالت – گهگاهى مورد سوء استفادهى افراد یا گروههایى البته با انگیزههاى شخصى یا سیاسى، قرار گرفته و مىگیرد و اهداف و اغراض خاصى از این عمل دنبال شده و مىشود .
شیخیه
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸
شیخیه; ریشهى بهائیت
اگر بخواهیم تصویرى جامع و گویا از فرقهى ضالهى بهائیت داشته باشیم، لازم است ریشهى پیدایش بهائیت را مورد بررسى و دقت قرار دهیم . در حقیقت، بهائیت زاییدهى بابىگرى است و بابىگرى از کشفیه، و کشفیه هم فرزند ناخلف شیخىگرى است . قهرا براى پىبردن به واقعیتبهائىگرى باید ریشهها و دامنههایى را که در آن متولد شده و پرورش یافته است، بشناسیم . لذا قبل از ورود به بحثبهائیت، باید دو فرقهى دیگر را مورد بررسى قرار بدهیم . ما در اینجا اول فرقهى شیخیه را مورد بحث قرار مىدهیم .
الف – شیخیه
۱- شیخ احمد احسائى کیست؟
مؤسس فرقهى شیخیه، شیخ احمد احسائى است . شیخ احمد احسائى فرزند زینالدین بن ابراهیم بن صفر بن راغب بن رمضان درسال ۱۱۶۰ ه . در قریهاى به نام مطیرفى از قراء احساء یا (لهسا) متولد شد . وى از اعراب صحرانشین بود، ولى به خاطر اختلافى که بین جد دوم و سومش (دائر و رمضان) پیدا شد، به منطقهى احساء رفتند . اجداد شیخ احمد از سنىهاى متعصب بودند، ولى آمدن آنها به منطقهى احساء که شیعهنشین بود، باعثشد تحت تاثیر شیعه قرار گرفتند . با این حال، به دلیل سابقهى تعصب و صحرانشینى، به نظر مىرسد تشیع آنها از روى تحقیق و تعقل نبوده است و چه بسا از باب همرنگ شدن با محیط جدید بوده است .
Hello world!
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸
به مهدی بلاگ خوش آمدید! این اولین پست وبلاگ شماست، از هم اکنون وبلاگ نویسی را شروع کنید.

